بهروز شعیبی سال هاست که در مقام بازیگر، دستیار و کارگردان در سینمای ایران تلاش داشته و تجربیات مفیدی کسب کرده است که آخرین آن کارگردانی سریال ارزنده پرده نشین بوده است.

به طور حتم فیلمسازان شرکت کننده در اولین دوره از جشنواره فیلم کوتاه سما می توانند به تجربیات ارزنده داورانی مانند شعیبی اطمینان یابند که در کار و اخلاق نمونه ای منحصر بفرد به شمار می آیند. گفت و گو با بهروز شعیبی به بهانه حضور در هیات داوری جشنواره سما پیش روی شماست.

آقای شعیبی به عنوان فردی که سال ها در سینما حضور دارید. چه برداشتی از آثار مشاهده شده در جشنواره سما داشتید؟

آثار داوری شده در جشنواره سما واقعا خوب بودند و با توجه به این که بچه های جوان و تازه کاری در این جشنواره و در بخش نسل نو حضور یافتند، من از دیدن آثار لذت بردم و شاهد کارهایی بودیم که به لحاظ تکنیکی و محتوایی ارزنده بودند. ما در هیاتی 3 نفره متشکل از آقایان محمد خزاعی و مهدی نادری و بنده به دقت آثار را دیدیم و سعی کردیم قضاوتی کارشناسانه داشته باشیم. با توجه به این که دوستان از مدیران و فیلمسازان مطرح کشور هستند، تعامل خوبی در داوری شکل گرفت. قطعا این مساله به دلیل انتخاب درستی بود که هیات انتخاب پیش از این داشتند، چون آثار بسیار زیادی به این جشنواره رسیده بود.

شما در جشنواره های متعددی شرکت کردید و عملکرد و نتیجه جشنواره ها را شاهد بودید. به نظرتان جشنواره سما در میان جشنواره های کشور چه جایگاهی در اولین دوره خود کسب کرده است؟

برگزاری خوب اولین دوره از جشنواره سما با توجه به رویکرد مناسبی بوده که این جشنواره با انتخاب موضوع و توجه به جوانان شکل داد و به دلیل تلاشی بود که هیات اجرایی و دبیر جشنواره، آقای مجتبی امینی برای کیفیت جشنواره داشتند. من امیدوارم که جشنواره سما همچنان پویا به راه خود در دوره های آینده ادامه دهد و با توجه به شناختی که از دوستان برگزار کننده دارم فکر می کنم این مساله رخ دهد.

به نظرتان مهم ترین دستاورد اولین دوره از جشنواره سما چه بود؟

به نظرم اولین نکته ای که حاصل شده و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد این است که می توان براساس موضوع گسترده سبک زندگی اسلامی-ایرانی آثار بسیاری را تولید کرد، یعنی شرایط و موقعیت خوبی برای این دسته از فیلم ها در کشور وجود دارد و محدوده گسترده ای از سراسر کشور را در بر می گیرد. این مساله برای جشنواره می تواند به عنوان یک دستاورد مهم تلقی شود. ما در بسیاری از جشنواره ها می بینیم که خیلی از موضوعات به خوبی ارائه نمی شوند، اما در این جشنواره شاهد بودیم که فیلمسازان به خوبی از این موضوع استفاده کردند و یا آثاری داشتند که متناسب با این موضوع بود. البته باید این نگرش و روند تاثیرگذار در دراز مدت نتیجه بدهد، چون که تنها دلیل و عنوان نمی تواند دلیل لازم برای شکل یابی نگاهی تازه نزد مخاطب شود.

چرا در این سال ها فیلمسازان ما کمتر گرایش برای نمایش سبک زندگی سنتی و دینی براساس فرهنگ اصیل ایرانی نشان دادند؟

من فکر می کنم این مساله به دلیل شکل زندگی جاری در کشور می باشد که تغییرات بسیاری از آنچه در گذشته بوده، پیدا کرده است و فیلمساز بازتابنده زندگی اجتماع خود است. ما می بینیم که زندگی نسل جوان ما در این سال ها با سبک زندگی در گذشته فاصله گرفته است و این نوع زندگی به طور قطع در سینمای ایران تاثیر خواهد گذاشت.

در این میان یک هنرمند متعهد و مسلمان چه وظیفه ای دارد؟

هنرمند می تواند پیشنهادی در این باره داشته باشد. متاسفانه جامعه دارد از فرهنگ اصیل خود فاصله می گیرد و باید جلوی این مساله گرفته شود و سینما یکی از ابزارهای مناسب برای این کار است. البته این را در نظر بگیریم که تنها سینما می تواند تلنگری در این باره بزند و نمی توان به هر نحوی انتظاری بیش از این داشت. شما وقتی فیلم های مرحوم حاتمی را ببینید مشاهده می کنید که آثارشان بدون هیچ شعاری با نمایش معماری و میزانسن و مراودات در خانواده ما را شیفته نوع دیگری از زندگی می کنند.

این جشنواره با نام و یاد شهید سید مرتضی آوینی شکل گرفت. شما چه دیدگاهی در مورد آثار ایشان دارید؟

ارادت ما به شهید آوینی همیشه محفوظ است و آثار مستند و نوشته هایشان می توانند برای همه سینماگران مفید باشد. شهید آوینی با سلامت نفس کار کردند و همچنان تاثیر حضورشان را شاهد هستیم و باید به نیکی از ایشان یاد کرد.

 

 

یکشنبه, 30 فروردين 1394 ساعت 16:17

پرستوهایی عاشق در میان اغوای جهانی دوپاره

نقد و نگاهی به برخی آثار جشنواره فیلم کوتاه سما:

مادر خوانده﴿ حامد کشانی﴾
داستانی واقعی از مادری که فداکاری و از خود گذشتگی را برای فرزند خوانده اش به کمال شهادت می رساند و در پی اثبات آن است که به همه بفهماند او مادری است برای فرزند شهیدی چون نادر. پسری که در سرگذشتی عجیب با دختری به نام اشرف ازدواج می کند. هریک از این دو نفر در مقاطعی تحت حمایت زنی به نام بهزادی بودند. قصه از زبان همین پیرزن که قبلا کارمند بهزیستی بوده روایت می شود و نشان از قصه پر سوز و گداز و ساده ای است از پیوند عشقی مادرانه و تعهدی هنرمندانه که این زن در قبال بچه هایی یتیم داشته است. زن در دهه 60 به دلیل شغل همسرش، از اهواز به اراك منتقل می شود. پس از نقل مكان به اراك، این زن سرپرستی غیر رسمی پسر جوانی به نام نادر را نیز بر عهده می گیرد. نادر با اشرف ازدواج می كند و در حالی در جبهه به شهادت می رسد كه فرزندشان، چند ماه بعد به دنیا می آید. خانم بهزادی حضانت فرزند نادر و اشرف را به عهده می گیرد. حالا این زن فداکار به دنبال آن است تا نام خود را به عنوان مادر شهید ثبت كند و این در شرایطی است كه به دلیل نداشتن مدارکی قانونی هیچ نهادی نمی تواند به این مساله تن دهد. پیرزن نه در صفحه شناسنامه بلکه در درون قلب اش به این جایگاه رسیده است و حالا به دنبال تثبیت این مساله نزد دیگران است و غیر از این هیچ چیزی نمی خواهد. فیلمساز نگاهش را معطوف به مصاحبه کرده و در دقایقی مساله ای دیگر را دنبال می کند و آن جایگاه یادآوری کردن عظمت شهیدانی است که جان شان را برای حفظ خاک میهن  نثار کرده اند و در این زمانه بعضا برخی از یادشان غافل شده اند.

کارگردان در فیلم مادر خوانده سعی کرده بدون هرگونه تجربه گرایی در تصویر، تنها منعکس کننده درد دل های مادر باشد و با نزدیک شدن به این پیرزن دلسوخته و ثبت خاطرات تلخ و شیرین اش به روایتی کاملا مستند نزدیک شود.

فیلم اغوا ﴿ محمد حسین امانی﴾
فیلم اغوا سعی کرده با استفاده از نگاهی طنازانه به تاثیر و تاثر از الگوی اغواگرایانه مدرنیته در زندگی جوانان بپردازد و این که ژست گرایی ممکن است منجر به حوادثی ناگوار و خاطره ای دلخراش در زندگی این چنینی شود. چنان که جوان حاضر در فیلم اغوا به علت این که مقابل دوستان خود در صفحه اینستاگرام کم نیاورد، وارد منطقه ای دورافتاده و متروک شده و در آن جا سعی دارد که عکس هایی خاص را به ثبت رساند، اما حادثه ای دلخراش موجب می شود که خودروی جوان به روی پایش نشسته و او را زمین گیر کند. در نهایت با همه دردسرهایی که فرد را در آستانه مرگ کشانده، باز هم دم از ژست گرایی خود بر نمی دارد و همچنان در زاویه هایی اغواگرایانه، عکس های خود را به دوستان می فرستد و آن ها در نگاهی تقلید گرایانه به همان بازی مضحکانه تن می دهند.محمد حسین امانی در طی 10 دقیقه سعی داشته تا به فرهنگ نابارور تکنولوژی نزد استفاده کننده نگاهی همراه با تمسخر داشته باشد و فرهنگ نادرست زندگی تکنولوژیک را با داستانی خلاقانه به تصویر درآورد. فیلمی که به تبعات فرهنگی غریبه و عدم استفاده مطلوب در تکنولوژی می پردازد. در پایان با وجود این که بازیگر اصلی این فیلم کوتاه نجات می یابد، اما مشخص نیست که همه آن هایی که گرفتار معضلی این چنینی در صفحاتی مجازی هستند، بتوانند جان سالم به در برند.

دوپاره یک واقعیت ﴿ ندا آصف﴾
خاطره ای دور با کلید ورود موسیقی که گاه با ساز دهنی رنگ دلسپاری می گیرد و گاه با گیتاری برقی بغض جنون، اما هر چه هست جزئی از جان است و روح مسافری را به سفر می برد که چشمان اش از دور تا امروز همیشه را در خاطره هایی دور و نزدیک به یاد می آورد. حسی از زنی که دوره می کند خاطره های عاشقانه خود را با همسر و فرزند درگذشته اش و مخاطب همراه با این راوی زن دلشکسته همراه با سرگذشتی تلخ می شود. روایتی از زنی که از ترس یادآوری تا لذت کنجکاوی را در تماشاخانه انتظار به تماشا نشسته است؛ جایی که شاید بتوان دوباره همراه با آوای موسیقی به هم کیشی رسید. در این میان قاب های تو در تو، روایتی شناور در زمان، زاویه دوربینی هدفمند، چهره پردازی و استفاده مناسب از حرکت بازیگر برای خلق روایت و توجه به روایتی موسیقی وار، تجربه ای ارزنده از این فیلم برای مخاطب ساخته است.اگر سبک زندگی اسلامی –ایرانی را در نگاهی ویژه به ساختار حرمت مند خانواده بدانیم، به طور قطع فیلم "دوپاره یک واقعیت" می تواند در این خصوص تلنگری به روح و روان جا مانده برای بیننده ای افسون زده ببخشد و از این رو فیلمی قابل اعتنا می باشد.

 

 

 

 

 

 

مجتبی راعی را می توان نسلی دیگر از فیلمسازانی برشمرد که نگاه سینمایی را با حدیث تعهد پیوند زده اند. در این میان آنچه بیش از آثار سینمایی می تواند مورد جذب مخاطبی ارزش مدار قرار بگیرد، افق نگاهی است که سینماگرانی همچون مجتبی راعی دارند.

همان آرزوی سینمایی ارزشی مدار که از روح بزرگوار شهید آوینی تا دل رسوای ملاقلی پور را در بر می گرفت. بر این اساس پای صحبت های مجتبی راعی نشستم، در روزهای برپایی جشنواره ای با نام "سما" که یادآور نام و خاطره سیدشهیدان اهل قلم است و بزرگداشت از مجتبی راعی که خود دغدغه ای آوینی وار دارد.
جناب راعی، بزرگداشت شما در اولین دوره از جشنواره فیلم سما برگزار شد تا یادآوری آن باشد که نگاه تان محترم است و قابل ستایش.

واقعیت اش خودم آنچنان علاقه ای به انجام بزرگداشت نمی دیدم. اما چون دوستان موسسه شهید آوینی خواستند و با توجه به این که موسسه ای است که عنوان آن شهید بزرگوار را دارد قبول کردم. در کشور ما انسان های بزرگ و ارزشمندی هستند که می توان از آن ها یاد کرد. به هر حال از موسسه شهید آوینی و برگزارکنندگان جشنواره سما تشکر می کنم که به من لطف داشتند.

موضوع جشنواره فیلم سما متمرکز به دغدغه بسیاری از دل سوختگان هنر اسلامی است. شما برگزاری جشنواره سما را با موضوع سبک زندگی اسلامی-ایرانی چگونه می بینید؟

ببینید به نظرم دینی که نتواند ارائه گر سبکی مناسب برای مردم خود باشد به درد نمی خورد و اسلام نیز تنها به برپایی نماز و دیگر عبادات ختم نمی شود و باید بتواند برای نوع و روش زندگی مردم برنامه ارائه دهد که حتما هم همین طور است. اما چرا جامعه ما از این نوع سبک اسلامی دور شده خود بحث مبسوطی می طلبد. در این خصوص باید به دنبال این بود که چگونه سینما می تواند در مسیر اسلامی کردن مردم عمل کند. همانطور که شهید آوینی در زمینه سینما دغدغه داشت و سعی داشت با قلم و تصویری که ارائه می دهد این نگاه را بازتاب دهد.

به نظرتان چرا سینمای ما در این سال ها در ارائه سبک مناسبی از زندگی تهی شده است؟

به نظرم مهم تر از سینما، این تلویزیون است که با زندگی مردم آغشته می باشد و سینما نمی تواند به تنهایی بار این مساله را به دوش بکشد. اگر بخواهیم تماشاگران تلویزیون را در این سال ها با سینما مقایسه کنیم، به قول قدیمی ها مقایسه فیل و فنجان است! به نظرم سینمای ما هم در این سال ها به حال خود رها شده و ارائه سبک مناسبی برای زندگی مساله ای است که به شدت فراموش شده است. اصلا وضعیت سینما مشخص نیست و دولت تکلیف خود را با سینما مشخص نکرده است.

یعنی می فرمایید که سیاست گذاری مشخصی در جهت دهی به فیلم ها صورت نیافته است؟

بله. اصلا وضعیت این سینما مشخص نیست. چرا نباید شکل زندگی درست در آثارمان وجود داشته باشد؟ متاسفانه نمی دانند که قدرت رسانه ای مانند سینما تا چه حد است و تا چه حد می تواند در اصلاح سبک زندگی موفق باشد.

اما برخی اوقات صحبت هایی مبنی بر لزوم وجود قهرمان در سینما و ترویج فرهنگ ایرانی در آثار و یا مواردی از این دست بیان می شود؟

همه این ها بحث هایی ژورنالیستی است که راه افتاده است و اصلا از این حرف ها نیست. یک روز عده ای می گفتند اگر خانم ها را در کلوزآپ نشان ندهیم، همه چیز حل می شود و شرایط اصلاح می شود! این ها نشانه این است که واقعا شناختی از حوزه فرهنگ و رسانه ندارند و اهمیت این موضوع را درک نمی کنند.

حالا به نظرتان گشایش جشنواره سما با تمرکز به سبک زندگی مطلوب برای ایرانیان می تواند مفید باشد؟

حتما موثر خواهد بود، به شرطی که واقعا به همان اندازه که در ابتدا تصمیم گرفته شد عمل شود. متاسفانه در این کشور معضلی است که همه چیز در ابتدا درست و مناسب است و به تدریج اهداف اولیه فراموش می شود. جشنواره سما باید در مسیر مطلوبی که انتخاب کرده پایداری کند و در ارائه شرایطی مطلوب کمک کند. نباید همه چیز ظاهری باشد، بلکه باید سیاست گذاری روشن و مشخصی وجود داشته باشد.

شهید آوینی در زمان حیات موضع گیری های ارزنده ای در برابر فیلم های دهه 60 داشت که البته نسبت به فیلم های امروزی شریف تر بودند. به نظرتان اگر ایشان امروز زنده بودند، چه عکس العملی داشتند؟

به نظرم اگر این عزیز بزرگوار امروز زنده بود واقعا از غصه دق می کرد. چرا که شهید آوینی دغدغه سینمایی اسلامی داشت و در دوران گذشته بر علیه فیلمفارسی نقد می نوشت و حالا نیست که ببیند چه شرایطی پیش آمده که دوباره فیلمفارسی ها احیا شده اند!

مرحوم رسول ملاقلی پور هم از جمله افراد دغدغه مند در این عرصه بود که گرامیداشت اش در این دوره از جشنواره سما به عمل آمد. چه خاطره و نگاهی از ایشان برای تان به یاد مانده است؟

من اولین بار رسول را در جبهه و در زمان فیلمبرداری دیدم. رسول ملاقلی پور اهل کلک بازی نبود و انسانی صریح در گفتار و رفتار بود. یعنی آدم ها را به چشم ابزار نمی دید و فیلمی نمی ساخت که در خدمت خارجی ها و داخلی ها باشد و تنها برای دل خودش می ساخت. رسول چنان پر هیجان بود که من تعجب می کردم که این همه انرژی را از کجا آورده است و البته رنجی برای خود داشت. به نظرم رسول در این سینما اورجینال بود.

شما بیشتر با کدام یک از فیلم های مرحوم رسول ملاقلی پور دلبستگی دارید؟

بالاخره من همکارش بودم و فیلم هایش را هم دوست دارم، اما می توانم سکانس هایی برگزیده از آثار آن مرحوم را نام ببرم که همیشه در خاطرم می ماند. من هیچ وقت 20 دقیقه ابتدایی فیلم سفر به چزابه را فراموش نمی کنم که چقدر شگفت انگیز است. به نظرم هرکس می خواهد سینمای دفاع مقدس کار کند باید یک بار کارهای رسول ملاقلی پور را ببیند. 

 

 

 

 

آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم «سما» با تقدیر از سعید خلیلی جانباز هشت سال دفاع مقدس و بزرگداشت مجتبی راعی فیلمساز برگزار شد.

به گزارش ستاد خبری نخستین جشنواره فیلم کوتاه «سما»، آیین اختتامیه نخستین جشنواره فیلم کوتاه «سما» به دبیری مجتبی امینی عصر جمعه ۲۸ فروردین ماه با تجلیل از سعید خلیلی جانباز هشت سال دفاع مقدس و برگزاری بزرگداشت مجتبی راعی کارگردان سینما برگزار شد.در ابتدای مراسم که اجرای آن را احسان علیخانی به عهده داشت، مجتبی امینی دبیر جشنواره فیلم «سما» گزارشی از روند برگزاری این جشنواره ارائه کرد و گفت: این جشنواره به نام سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی مزین بود و اگر توفیقی وجود داشت به برکت نام این بزرگوار بود.تجلیل از مجتبی راعی به پاس یک عمر فعالیت در عرصه سینما با پخش فیلم کوتاه «راه» از دیگر بخش‌های این مراسم بود.داریوش ارجمند بازیگر سینما پس از نمایش این فیلم کوتاه روی صحنه آمد و درباره مجتبی راعی اینگونه سخن گفت: مجتبی راعی را از سال‌های دور یعنی زمانی که در تئاتر شهر فعالیت می کردم می شناسم و یادم هست که در فیلم «ناخدا خورشید» سر صحنه می آمد و به تقوایی کمک می کرد. از همان دوران راعی را یک دلسوز سینما شناختم و تعجب نمی کنم اگر امروز می بینم که در این مراسم تقدیر می شود.این بازیگر سینما و تلویزیون با اشاره به اینکه هیچگاه افتخار حضور مقابل دوربین راعی را نداشته است، گفت: واقعیت این است که هیچگاه فرصت حضور مقابل دوربین این فیلمساز را نداشتم و البته فکر می کردم این اتفاق به دلیل آشنایی هایی که در تمام این سال‌ها با یکدیگر داشتیم بیافتد ولی انگار قسمت نبود.داریوش ارجمند همچنین درباره سبک فیلمسازی راعی بیان کرد: مجتبی راعی در شیوه فیلمسازی خود تحت تاثیر سینمای شهید آوینی است و همه ما می دانیم که تئوری هایی که آوینی درباره سینما ارائه کرده بسیار متفاوت است و تاثیر تئوری های این شهید اهل قلم به وضوح در فیلم هایی که راعی می سازد، مشهود است.ارجمند به فیلم «تولد یک پروانه» اثر مجتبی راعی اشاره کرد و گفت: به اعتقاد من فیلم «تولد یک پروانه» تبلور همه نگاهی است که شهید آوینی به سینما داشته است و امیدوارم فیلمسازانی چون راعی از این پس در سینمای ایران بیش از گذشته فعالیت کنند.ابوالفضل جلیلی از دیگر فیلمسازان حاضر در این مراسم بود که به روی صحنه آمد و در ابتدای صحبت های خود به آشنایی که با شهید آوینی داشته است اشاره کرد و گفت: داستان آشنایی من با شهید آوینی جزو نادرترین داستان های دنیا است. به نظر من آوینی هیچ ویژگی عجیب و قریبی نداشت و اندیشه های شهید آوینی مانند کریستالی بود که باید عمیق به آن  نگریسته می شد.سپس مجتبی راعی فیلمساز تقدیر شده در آیین اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه «سما» روی صحنه آمد و ضمن تشکر  از برگزارکنندگان این جشنواره گفت: وقتی اسم بزرگداشت می آید احساس پیری می کنم و این حس به من دست می دهد که دیگر مجالی برای کار نیست اما به هر تقدیر خوشحالم که در جشنواره ای به نام شهید آوینی مورد تقدیر قرار گرفتم.کارگردان فیلم «ترنج» ادامه داد: همانطور که داریوش ارجمند اشاره کرد برای اولین بار برای هنر تئاتر از اصفهان به تهران آمدم. در آن زمان که اوایل انقلاب بود به عنوان ناظر بر تئاترهایی که در تهران روی صحنه می رفت در سالن ها حضور پیدا می کردم. یادم هست خبر آمد که یک نمایش مغایر با ارزش های انقلاب روی صحنه اجرا می شود. در یکی از اجراهای این نمایش روی صحنه آمدیم و نمایش را بر هم زدیم و در ادامه روی صحنه نشستیم و به اعتراض گفتیم که چرا با انقلاب چنین می کنید و بعد با صدای بلندتر فریاد زدیم که دوستان ما به خاطر شما زیر خاک رفته اند و خلاصه وسط صحنه تئاتر نشستیم و گریه کردیم.راعی تصریح کرد: زمان گذشت و پس از سال ها به اشتباه آن روز خود پی بردم و یقین پیدا کردم که راهی که پیش از این رفته ام از اساس نادرست بوده است. چراکه دریافتم جمع کردن و حذف کردن کار هنرمند نیست. به خصوص اینکه در هشت سال اخیر دریافتم رفتار مدیریت کلان سینما به گونه ای پیش رفته که جا برای فعالیت افرادی امثال من کم بوده است و در نهایت بازار سینما برای ایده های من خریدار ندارد و این فضا روز به روز هم تنگ تر می‌شود.این فیلمساز سینمای ایران در پایان صحبت های خود بیان کرد: در طول این همه سال‌ها سعی کردم با خودم صادق باشم و درست به دلیل همین صداقت بوده که در بسیاری از مواقع تنها ماندم. ضمن اینکه هنرمند می توانست حافظ انقلاب باشد ولی متاسفانه روزگار به گونه ای پیش رفت که عده ای از سینماگران که صداقت را در پیش گرفتند به کج روی از آرمان های اسلام و انقلاب متهم شدند.آوازخوانی امیریل ارجمند به مناسبت شهدای هشت سال دفاع مقدس از دیگر برنامه هایی بود که در آیین اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه «سما» اجرا شد. ارجمند اجرای این آواز را به شهید آوینی تقدیم کرد.اهدای جوایز برگزیدگان جشنواره فیلم کوتاه «سما» در بخش های داستانی، پویا نمایی، مستند و فیلمنامه از دیگر بخش های این مراسم بود. در ادامه آیین اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه «سما» مراسم تقدیر از سعید خلیلی جانباز هشت سال دفاع مقدس،انجام شد.

 

 

 

 

 

پنج شنبه, 27 فروردين 1394 ساعت 14:55

سینمای ایران مرگ مغزی شده است!

بهرورز افخمی می گوید سینمای ایران دچار مرگ مغزی شده و دلیل آن این است که اجازه ساخت و اکران فیلم های ارزشمند داده نشده است.

 بهروز افخمی کارگردان سینمای ایران در آخرین سمینار جشنواره «سما» که عصر روز گذشته ۲۶ فروردین ماه در سینما فلسطین برگزار شد، اصول اولیه کارگردانی را توضیح داد و پاسخگوی سوالات حاضران در جلسه بود.

افخمی در ابتدای این نشست گفت: این کارگاه را از جایی شروع می‌کنم که شاید غیرمنتظره به نظر برسد. از چارچوب‌های فیلمسازی که متاسفانه وارونه شده و شکل درست آن كه باید به یادها آورده شود. امروزه می‌بینیم که فیلمسازان جوان با پیش فرض‌هایی که در ذهن خود دارند و فكر می‌كنند اصول اصلی است؛ سراغ فیلمسازی می روند درحالی که این تصور اشتباه است.

وی درباره بحث مخاطب در سینما بیان کرد: در ذهن همه شما به عنوان فیلمساز یک هرمی از مخاطبان وجود دارد. قاعده این هرم كودكان هستند كه تعدادشان زیاد است زیرا بیشتر از بزرگترها به تماشای فیلم ها می‌نشینند و حجم بیشتر مخاطبان فیلم‌ها را تشكیل می‌دهند. اگر به آمار واقعی مراجعه كنیم می‌بینیم كه از ۲۵ سال به بالا دارای یک سیر نزولی شدید در آمار تماشاگران سینما هستیم. یعنی خیلی به ندرت پیش می‌آید كه یک مرد بالای ۲۵ سال بلیت بخرد و به تنهایی به سینما برود.

این کارگردان سینما که فیلم «روباه» را روی پرده دارد، ادامه داد: پس در ابتدا كودكان هستند كه یک سوم این هرم را تشكیل می‌دهند و پس از آن خانم‌های خانه‌دار كه وقت برای فیلم دیدن و كتاب خواندن دارند و در این بین افراد دیگری را نیز با خود همراه می كنند و به سینما می برند و بعد از آنها مردهای معمولی كه اوقات فراغتی دارند و ممكن است بخشی از این اوقات فراغت را همراه با خانواده در سینما بگذرانند.

وی اظهار كرد: هر چه به نوک هرم نزدیک‌تر می‌شویم بیشتر كسانی را می‌بینیم كه انتظار می‌رود به سینما بروند و وقتی به نوک هرم می‌رسیم شاهد حضور فیلمسازان، منتقدان و خبرنگاران و روزنامه‌نگاران سینمایی نیز هستیم. همه شما این امر را بدیهی می‌دانید كه چنین هرمی وجود دارد و باید از قاعده شروع كرده و به سمت بالا بروید تا به نوک هرم یعنی جمع كوچک فیلمسازان و سینماگران كه فیلم‌ها را تبلیغ می‌كنند و به آنها ستاره می‌دهند، برسید. این اشتباه بزرگی است. كسی كه چنین تفكری دارد یكی از مقدمات كار را وارونه می‌بیند و این وارونه دیدن ممكن است موجب شود كه چیزهای دیگری را هم وارونه یاد بگیرد.

افخمی با بیان اینكه وارونه یاد گرفتن یكی از دردسرهای بزرگ است، تصریح كرد: به گفته آرتور كستلر شما می‌توانید به معلوماتتان اضافه كنید، اما نمی‌توانید چیزی از آن كم كنید. یعنی اگر چیزی را غلط یاد بگیرید نمی‌توانید تغییرش دهید و فراموشش كنید. بهتر است فیلمساز جوان مطلبی را نخوانده و یاد نگرفته باشد تا اینكه آن را به اشتباه آموخته باشد.

وی افزود: كسانی كه فیلم را با نگاه نقادانه نگاه می‌كنند و هدف شان از دیدن فیلم این است كه بفهمند فیلم چه می‌خواهد بگوید، تماشاچی واقعی نیستند. آن تماشاگری كه شما را با برداشت‌های اولیه از زندگی می‌سنجد یک بچه ۴-۵ ساله است. گمان نكنید كه بچه‌های خردسال چیزی نمی‌فهمند. بچه‌ها با اهمیت‌ترین قشر مخاطب فیلم‌ها هستند زیرا بچه‌های طبیعی در ۳ سالگی به ۸۰ درصد توانایی ذهنی خودشان رسیده و كودكانی كه بهره هوشی بالاتری دارند و قرار است در آینده جزو نخبگان و مدیران كشور باشند در ۳ سالگی تمامی مسائل اطرافشان را به خوبی می‌فهمند و تمامی كودكان از ۵ سالگی نیز توانایی تحلیل مسائل را دارند.

كارگردان فیلم «عروس» عنوان كرد: نكته دیگر در مورد تماشاگران خردسال این است كه آنها وقت زیادی برای فیلم دیدن، یاد گرفتن، اراده كردن و تصمیم گرفتن برای آنچه می‌خواهند بشوند، دارند. به گفته استاد داریوش صفوت كه در دانشكده سینما و تلویزیون موسیقی تدریس می‌كرد همیشه می‌گفت دلیل اینكه كودكان موسیقی را بهتر می‌آموزند این است كه برای آن زمان بیشتری می‌گذارند و ساعات زیادی از روز را با سازشان تمرین می‌كنند.

وی اظهار كرد: بچه‌ها وقتی یک فیلم را می‌پسندند، بارها و بارها آن را تماشا می‌كنند. یعنی مثل اینكه فیلم برای باور كردن است نه اینكه فقط بفهمند و بگویند ما فلان فیلم را دیده‌ایم. به جای اینكه فكر كنید تكنیک‌ها و طلسم‌های پیچیده‌ای وجود دارد كه مثلا افخمی آنها را بلد است و ما باید از او بپرسیم كه آنها را چگونه به كار بگیریم تا فیلم خوش تكنیكی بسازیم به این فكر كنید كه ما چارچوب های اولیه را فراموش كرده‌ایم. یعنی فراموش كرده‌ایم كه داستان یعنی چه؟ برای چه ما داستان درست می‌كنیم و برای چه برخی داستان گوش می‌دهند؟ و آنهایی كه پای داستان ما می‌نشینند به دنبال چه چیزی هستند؟

کارگردان فیلم سینمایی «شوکران» ادامه داد: بچه‌ها به راحتی تحت تاثیر قصه قرار می‌گیرند و خودشان را به جای قهرمان داستان قرار می‌دهند و با تقلید از كاراكتری که به آن علاقه دارند‌ خود را شبیه آن می كنند. در حالی كه در مورد افراد بزرگسال این‌چنین نیست. آیا در مورد یک فرد میانسال كه مثلا تحصیلات را تمام كرده و به یک ثباتی رسیده است، كمترین امكانی وجود دارد كه یک فیلم را جدی گرفته و تحت تاثیر آن فیلم دچار تغییر و تحول بزرگی شود و زندگی‌اش را تغییر دهد؟

وی افزود: واقعیت این است كه در فیلمسازی باید به گونه‌ای باشید كه بتوانید بگویید اگر یک بار دیگر هم به دنیا بیایم فیلمساز می‌شوم و فقط وقتی می‌توانید این آرزو را داشته باشید كه با فیلمسازی توانسته باشید تاثیرات ماندگاری بگذارید و اما اگر فكر می‌كنید می‌توانید با فیلم بر زندگی و شخصیت افراد بزرگسال تاثیر بگذارید كاملا در اشتباه هستید. اگر فكر می‌كنید كه فیلمسازی باید به گونه‌ای باشد كه با فرهیخته‌ترین افراد جامعه، مدیران، اساتید دانشگاه و سیاست‌مداران ارتباط برقرار كند در اشتباه هستید و در واقع سرنا را از سر گشادش می‌زنید.

افخمی ادامه داد: تنها نتیجه این تفكر شركت در جشنواره‌های خارجی و راه رفتن و عكس گرفتن روی فرش قرمز و مورد قضاوت كسانی قرار گرفتن است كه همه نوع فیلم را در طول زندگی دیده و می‌بینند و تبدیل به كسانی شده‌اند كه می‌خواهند ببینند در ایران چه فیلم‌هایی ساخته می‌شود و چه استعدادهایی وجود دارد.

وی تاكید كرد: این نتیجه هرمی است كه وارونه نكرده‌ایم و به مخاطب واقعی اهمیت نداده‌ایم. بنابراین من از این پیشنهادی كه به شما كرده‌ام دفاع می‌كنم و می‌گویم این اصلی‌ترین چیزی است كه شما باید به عنوان فیلمساز و كارگردان یاد بگیرید.

وی اظهار كرد: اینها خصوصیت خطرناک و آتشفشانی سینماست كه می‌تواند دنیا را آتش زده و عوض كند و دنیای جدیدی به وجود بیاورد به شرط اینکه فیلمساز با ناخودآگاه خودش ارتباط داشته باشد و خیال نكرده باشد سینما چیزی از جنس علم است.

كارگردان فیلم «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» تصریح كرد: اگر می‌خواهید فیلمساز به معنای واقعی شوید باید این هرم را در ذهنتان وارونه كنید و بدانید تاثیری آثار سال ها بعد خواهد بود. این یكی از اصول اصلی برای فیلمساز است و این فاکتور به هیچ عنوان جای پول، شهرت و اعتبار را نمی گیرد. واقعیت این است که آنچه امروز در ایران مطرح شده، فیلم نیست و هیچ شباهتی به فیلم ندارد و فقط برای این است كه گفته شود ما سینما را در ایران تعطیل نكرده‌ایم.

افخمی با بیان اینکه معیارها تغییر کرده است، گفت: معیارها تغییر كرده در مواردی شاهد بودیم فیلمی در سالن‌های سینما با ۴-۵ تماشاگر اكران شده و بعد در اخبار اعلام شده كه شب گذشته سالن نمایش این فیلم پر بوده و وقتی از فروشنده بلیت جویا می‌شویم می‌گوید تمام بلیت‌ها خریداری شده اما نیامده‌اند.

كارگردان فیلم «فرزند صبح» تصریح کرد: به تعبیر من سینمای ایران دچار مرگ مغزی شده و با دستگاه‌هایی كه به آن متصل كرده‌اند زنده به نظر می‌رسد. وقتی به سینماگران ما اجازه ساختن و اكران كردن فیلم‌های واقعی و ارزشمند داده نشد، وقتی به فیلم‌های خوب درجه «ج» دادند و سالن‌های ویران را برای اكران در اختیار فیلم‌ها گذاشتند، سینمای واقعی سركوب شد در حالی كه مسیری كه پایان آن به جشنواره‌های خارجی می رسد، مسیر اشتباهی است و اگر بخواهید این مسیر را بروید، وقتی به آنجا برسید می‌بینید كه همه چیز پوچ است.

كارگردان «روز فرشته» بیان كرد: فیلمسازی جایی است كه برای بچه‌هایی فیلم بسازید كه متعلق به نسل شما نیستند اما فیلم‌های شما روی آنها و مسیر زندگی‌شان تاثیر می‌گذارد.

افخمی با اشاره به تفاوت فیلمسازی در دوره های مختلف گفت: این دوره از فیلمسازی با دوره من متفاوت است، چراکه به كار فیلمسازی در دنیا سخت‌تر شده است. هر هنری یک دوره‌ای دارد، در زمانی شكل می‌گیرد بعد اوج می‌گیرد و در نهایت فرود می‌آید و وارد مرحله میانسالی طولانی می‌شود.

كارگردان «گاوخونی» افزود: سینمایی كه شما می‌خواهید در آن فعالیت كنید خیلی پیر است و هیچ محصولی برای شكفتگی ندارد. در دهه ۹۰ انتظار می‌رفت كه سینما به دوران پیری برسد اما طی اتفاقاتی عجیب فیلم‌هایی ساخته شد كه در آن مقطع و به صورت موقت موجب یک سرزندگی و نشاط در سینما شد. الان سینما در دوران كهنسالی است. حتی سینمای آمریكا هم در حال طی كردن سیر نزولی است بنابراین وقتتان را تلف نكنید و به دنبال وراجی‌های روشنفكرانه نباشید.

پس از آن افخمی در پاسخ به پرسش در مورد بازیگری و بازیگردانی گفت: این روزها بازیگری در حال دور شدن از بازی‌های تئاتری است. بازیگران تئاتری كه تازه وارد این عرصه شده‌اند برای شما خطرناك هستند زیرا می‌خواهند آنچه را آموخته‌اند با تمام توان حفظ و نگهداری كنند و به كار گیرند و این باعث تعارض می‌شود. بازیگر تازه‌كاری را انتخاب كنید و با تمرین زیاد آنچه می‌خواهید از او بسازید.

وی در پایان در پاسخ به این پرسش كه ویژگی‌های یك فیلم پرفروش چیست؟ گفت: من پرفروش بودن یا نبودن فیلم‌ها را نمی‌توانم پیش‌بینی كنم. تنها فیلمی كه می‌توانستم پیش‌بینی كنم عروس بود ولی در مورد «شوكران» فكر می‌كردم نمی فروشد همان‌طور كه در اكران نوروزی‌اش فروش قابل قبولی نداشت اما پس از آن ناگهان مورد توجه و استقبال واقع شد.

افخمی تصریح کرد: و برعکس آن فیلم «روباه» بود که فكر می‌كردم با فروش خوبی مواجه شویم زیرا تمام ایرادهای فیلم قبلی‌ام یعنی «روز شیطان» را در این فیلم برطرف كردم. هر كس كه فیلم را می‌بیند خوشش می‌آید اما مشكل اینجاست كه مردم اصلا نمی‌آیند فیلم را ببینند، انگار از قبل تصمیم گرفته‌اند كه برای دیدن این فیلم نیایند.

در پایان این جلسه افخمی در مورد سینمای آوینی گفت: یكی از شاگردان آوینی به نام محمدحسین مهدویان كه خودش در زمان آوینی حدودا ۱۰ ساله بوده و آوینی را ندیده، مجموعه‌ای با عنوان «آخرین روزهای زمستان» ساخته است و من مطمئن هستم اگر آوینی زنده بود، می‌گفت كاش این فیلم را من ساخته بودم. درست به همین دلیل است که من فیلم بعدی خود یعنی «خمسه خمسه» را بر اساس قسمت چهارم «آخرین روزهای زمستان» ساختم و همان داستان را به فیلم بلند سینمایی تبدیل كردم.

 

 

 

 

 

علیرضا رضاداد دبیر سی و سومین جشنواره فیلم فجر و از اعضای هیات داوری جشنواره فیلم کوتاه «سما» نقطه قوت این رویداد سینمایی را سفارشی نبودن آثارش دانست.

علیرضا رضاداد دبیر سی و سومین جشنواره فیلم فجر و عضو هیات داوری جشنواره فیلم «سما» در بخش داستانی و پویانمایی درباره روند برگزاری این جشنواره در سال های آینده گفت: فعالیت های فرهنگی از این دست در سایه استمرار تاثیرگذاری بیشتری دارند.

دبیر جشنواره فیلم فجر که عصر روز 25 فروردین ماه مهمان ویژه جشنواره فیلم کوتاه «سما» بود افزود: شرط ماندگاری جشنواره های موضوعی مانند جشنواره «سما» با رویکرد سبک زندگی اسلامی و ایرانی که همخوان با دغدغه های فرهنگی نیز هستند، ابتدا استمرار در برگزاری و در مرحله بعد داشتن تولیدات خوب در این عرصه است.

این مدیر سینمایی تصریح کرد: بنابراین داشتن حامیان مالی موثر در تولید فیلم‌های موضوعی یک اصل است و در صورت وجود چنین حامیان مالی، جشنواره های موضوعی باید به صورت سالانه برگزار شوند تا بستر تولیدات مناسب بیشتر فراهم شود.

دبیر سی و سومین جشنواره فیلم فجر در پاسخ به اینکه چرا جشنواره «سما» را پذیرفته است؟ گفت: دلیل من برای حضور در هیات داوری جشنواره «سما» این بود که متوجه شدم علاوه بر خودم سه داور دیگر چون مجید شاه حسینی، محمدرضا عباسیان و محمد خزاعی همگی از جمله دبیران جشنواره فیلم فجر در دوره های مختلف بودند. حضور دبیران دوره های مختلف جشنواره فیلم فجر در ترکیب هیات داوری ایده خوبی بود و به بهتر برگزار شدن جشنواره نیز کمک می کرد. ضمن اینکه موضوع جشنواره فیلم «سما» برای من دغدغه و اولویت بود.

رضاداد با اشاره به کیفیت آثاری که مورد داوری قرار داده است، گفت: نکته قابل تامل برای من این بود که هیچ یک از آثار به شکل سفارشی درباره سبک زندگی ساخته نشده بود و چون فیلمساز از نگاه خودش فیلم را ساخته بود ناخودآگاه نشانه های سبک زندگی اسلامی ایرانی را در آن لحاظ کرده بود که به نظر من رسیدن به این نقطه یک حرکت فرهنگی است.

وی در پایان با اشاره به این مطلب که هیچ فیلمی با سفارش موضوع جشنواره ساخته نشده بود، گفت: یکی از اتفاق های خوب در جشنواره «سما» این بود که به هیچ فیلمسازی سفارش تولید با موضوع سبک زندگی اسلامی - ایرانی داده نشده بود. اگر قرار بود آثار به شکل سفارشی به دبیرخانه جشنواره ارسال شود هم انتخاب ها محدود می شد و هم آثار از کیفیت لازم برخوردار نبودند.

نمایش فیلم کوتاه «راه» در بزرگداشت مجتبی راعی در اختتامیه «سما»

فیلم کوتاه «راه» به کارگردانی دانش اقباشاوی درباره مجبتی راعی در مراسم بزرگداشت این فیلمساز در مراسم اختتامیه نخستین جشنواره فیلم کوتاه «سما» نمایش داده می شود.

دانش اقباشاوی کارگردان سینمای مستند درباره جزئیات فیلم کوتاه «راه» گفت: مجتبی راعی از جمله فیلمسازان عارف انقلاب اسلامی است که همیشه دوست داشتم فیلم کوتاهی درباره این فیلمساز ارزشمند بسازم و برگزاری بزرگداشت راعی در جشنواره فیلم «سما» این فرصت را به من داد.

وی ادامه داد: هم نفسی و همراهی با مجتبی راعی برای من غنیمت بود و در این فیلم کوتاه نگاه و برداشت خودم نسبت به فیلمساز فیلم تحسین شده و عارفانه «تولد یک پروانه» را روایت کردم.

اقباشاوی با اشاره به روایت فیلم کوتاه «راه» بیان کرد: این فیلم کوتاه گفتگوی من به عنوان یک فیلمساز جوان با مجتبی راعی است و مجموع تصاویر فیلم بیرون از تهران در دل طبیعت گرفته شده است.

کارگردان فیلم «تاج محل» در پایان متذکر شد: به شیوه معمول فیلم هایی از این دست سراغ هیچ یک از دوستان راعی نرفتم و سعی کردم فیلمی بسازم که مبین شناخت خودم از این فیلمساز باشد.

اختتامیه نخستین جشنواره فیلم کوتاه «سما» عصر روز جمعه 28 فروردین ماه ساعت 17 در فرهنگسرای اندیشه برگزار می شود.

 

 

 

 

صفحه1 از7
Find the last offers by SkyBet at www.bettingy.com BettingY.com Bonuses